تبليغاتX
کلبه آزادی فاطیما

کلبه آزادی فاطیما

آزادی با اندیشه همان آزادی بدون تباهی است....

اطلاعیه

 

عشق ویرانگر

 

چند روز پیش یکی از دوستام شکست....چون عاشق بود.

 

گفتی بیا و از وفایت بگذر...    

              

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم...

 

گفتم که بهانه ات برایم کافیست ...    

          

معنای لطیف عشق را فهمیدم...

 

 

تعجب کردم وقتی امروز برام از کسی گفت که چه بلاهایی سرش آورده

بیشتر شبیه داستان قصه ها بود برام ...... یهو با خودم گفتم ببین همین

حس باعث میشه عبرت نگیرم ........

 

با خودم میگم چقدرخوب..من عاشق نشدم!!!!

ولی میدونم عشق چیز بدی نیست!! اما.....

بی وفایی.. وای ی ی چقدر بده.

 

حالاهمین دوستم گفت یه پیغام عاشقانه براش بنویسم اما من 

قبول نکردم!! گفتم اون ارزش نداره اون......

 

راستی خیلی ها عاشقن ! خوشبخت ترینن و موفق ترین

امید وارم همه همینطور باشن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 16:39  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

تقدیم به همه کسانی که لایق دوست داشتنند و آزاد......

 

قرن ما ....شاعر اگر داشت،..... هوا بهتر بود . .

خار هم... کمتر نبود از گل،............... بسا گل تر بود.

قرن ما...... شاعر اگر داشت ....که کبوتر با کبوتر، باز با باز نبود، .....شعار پرواز!

وای بر ما... که تصّور کرديم..... عشق را بايد کشت . .

در چنين قرنی... که دانش حاکم است....... عشق را از صحنه دور انداختن ...ديوانگيست، در ماندگيست، شرمندگيست . .

قرن ما شاعر اگر داشت . .

. .خودت میدونی شعر از کیه        . .

 

اينروزها ....
اينروزها با سرنوشتم سخت درگيرم
غمگينم از دست خودم از دست تقديرم
اينروزها بدجور دلتنگ کسي هستم
بغضم ،غمم ، از زندگي ،از مرگ دلگيرم

 

دار دنيا.......... تو مرا............... بس بودي
کار دنيا................. تو چه................................. نا کس بودي
من برايت............... علفي هرز و............ تو اما از من
نو گلي تازه و................ نارس بودي
با تو از عشق .................................چه گويم.؟؟؟
که در اين واديه پست
تو همانا ...........................که همان
لقمه ي هر کس بودي

در بلنداي........ زمان
غصه ي ما.................... اول شد
از تو و غير....................... چه پنهان
دل ما............. پرپر شد
خواب ديديم.............................. که مارا
لب مستانه............. دهند
نسب..................... اين دل ديوانه
به پروانه...................................... دهند
چه بسا خواب بديديم و
نديديم................................ ز عشق
به کسي جز................................ ني و نيرنگ
جزايي بدهند


برگرفته از سایت ترانه ها

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 19:43  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

سلام به همه دوستای خوبم

فرازهایی از مناجاتهای" صحیفه ی سجادیه"

 

 

پروردگارا به درگاه تو پناه می آورم و تو نیز پناهم بخش تا

 

 موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشم

.

مگذار که صولت خشم حصار بردباری مرا درهم بشکند و حمله ی حسد مناعت

 

                                      فطرت مرا به خفت و مذلت فرو کشاند .

 

پروردگارا از بد خویی که دل دوستان بشکند و به دشمنان نشاط و نیرو بخشد از

 

 لجاج شهوت که همت های بلند را پست سازد و پرده ی عفاف و عصمت چاک زند

 

                            به درگاه تو پناه می آورم.

 

پروردگارا روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم  و در ظلمات 

 

جهل و ضلال از چراغ هدایت به دور افتم و بیغوله را از شاهراه باز نشناسم.

 

 

روا مدار که به خواب غفلت فرو افتم و کیفر غفلت خویش بینم.

 

آن چنان کن که خاطر زیر دستان ما  از دست ما نرنجد و زیر دستان ما که در حق ما محبت و

 

مرحمت روا داشته اند از پاداش  سپاس ما خشنود شوند.

آن چنان کن که قدر نعمت بدانیم و شکر نعمت به جای آوریم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 14:37  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

سلام .0.0.0.من چند روزی نیستم!!!!

آری قرار است خدا برگردد

                 همین صبح فردا        همین صبح فردا

                         و بین چشمهای خاموشم

                                                 نارونی بکارد

                                                         که شبیه گیسوان خودش

                                                                                     آبی است

آره دوستای خوبم

میرم جایی که احساس میکنم در کنارشم!!!

جایی که دستم بیشتر بهش میرسه

صدامو بهتر میشنوه

میرم اعتکاف

برای بار دوم

به یاد همتون هستم...تک تک دوستای خوبم

برگرفته از وب دوست خوبم سعید

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 15:54  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

love is blind

When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can
.

وقتي احساس مي‌کني قابل دوست داشتن نيستي
وقتي احساس بي لياقتي و نا پاكي مي كني
وقتي احساس مي كني كسي نمي تواند دردهاي تو را التيام ببخشد
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.

وقتي احساس مي‌كني قابل بخشش نيستي
براي شرم و گناه هايت
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.

وقتي فكر مي كني همه چيز پنهان است
و هيچكس نمي تواند درون را ببيند
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can.

وقتي به انتها مي رسي و گمان مي‌كني 
کسي نيست تا صدايت را بشنود
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.

وقتي گمان ميبري كسي نمي تواند
به خود واقعي درون تو عشق بورزد
دوست عزيز من به ياد داشته باش
خدا مي تواند

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

فقط برای دوستام نه شخص مشخصی..

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 12:3  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

سراب

سراب

  نه در بیابانم
      نه تشنه ، اما ...
  سراب می بینم
                    گیج، سردرگم
                             نمی دانم...
  به هر سو که می نگرم
  تو را می بینم !
        رحم کنید دیدگان من
                  بر دل تنگم رحم کنید .
  اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند.
                        و تواصوا بالصبر ... با کدامین نفس
 

 نه در بیابانم نه تشنه ، اما ... سراب می بینم گیج، سردرگم نمی دانم... به هر سو که می نگرم تو را می بینم ! رحم کنید دیدگان من بر دل تنگم رحم کنید . اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند. و تواصوا بالصبر ... با کدامین نفس

من نگویم مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

 

یادش بخیر شب های تنهاییم
                      که بغض درگلویم  جایی را از ان خود می کرد
                                                         از سوی دیگر اشک بر روی گونه هایم جاری می گشت   
و توبا نگاه پر زمهرت اشکها را با لبخند مبدل می ساختی
 
 

به دريا شكوه بردم ازشب دشت

وزاين عمري كه تلخ تلخ بگذشت

به هرموجي كه ميگفتم غم خويش

سري مي زد به سنگ وبازمي گشت
 
رویای رود باش ،........ غزل در مَصَب بریز!
شط الشراب............ باش................. به شط العرب بریز –
- تا شور.............. پارسایی ات ............اروند سازدش ،
دُر دَری ...............درون خلیج ادب بریز !
کج کج.. نگاه کن...... به من و............. جرعه جرعه... می
از تُنگ چشمهات................................... بر این تشنه لب بریز
اصلا بیا و فرض بکن...................... قرن هشتم است !
یکسان به جام................. رند ومن و محتسب ..........بریز !
لیلی تر از لیالی پیشین................ حلول کن
در من برقص و................ در رگ و خون و عصب............ بریز
عیسای من ! ...........حواری ات ............از دست رفته است
یک کاسه.......... لطف باش ،............ به پای طلب.......... بریز ! *
آتش بگیر !.......... باد شو و.............. خاک کن.......... مرا
آب از... سَرَم ...چه یک وجب و صد وجب !........................ ...بریز !!
خرما پزان.... عشق و جنون باش........ و بی امان
بوسه به بوسه ...................در دهن من.............. رطب بریز
بگشای .........................بند موی خودت را ...............و ناگهان
بر روی صبح ِبالش من ،................... عطر ِشب .....................بریز ...
 

 ..::.. فاطيما ..::.. 
برگرفته ازhttp://www.avayeno.com/index.php

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 12:59  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   | 

بسم الله الرحمن الرحیم ......

 یا ایها الذین آمنوا اٍن جاءکم فاسق بنباْ فتبينوا.... أن تصيبوا قوماً بجهاله... فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین . ...... صدق الله العلی العظیم .

  کریما!
 ای خدای روشنایی ها و سرچشمه ی زیبایی ها، وجود تاریک مارا به آفتاب لطف و کرم خویش آراسته گردان و ندای دل هایمان، اشارت چشمانمان، آهنگ کلاممان و تکاپوی جانمان را آنگونه که شایستگی بندگی توست هدایت فرما و از مرداب گناه برهان و چنان کن که تنها برای خشنودی تو گام برداریم

به جرم اينكه خيلي ساده بودم
به زندان دلت افتاده بودم
اگرچه حكم چشمانت ابد بود
براي مرگ هم اماده بودم

نمي دانم چند شب و چند روز است كه من بي خبرم .... چند صبح گذشت و چند خورشيد به افق پيوست كه من در انديشه هاي خويش سر در گريبان تنهايي ميان لبخند و تكرار غوطه ورم .... چند شكوه جا مانده ؟ .... يادم نيست ! دلم براي تك تك نگاههاي سبز تنگ مي شود .... من ،‌شيفته تازگي و هراسان از غار تنهايي ،‌ دست به سوي كليد نگاهي دراز كرده ام كه رمز تمام قفلها را داشته باشد ... راستي خيال است اين يا وهم ؟ اميد است يا سراب ؟ نمي دانم ... هنوز پس از عبور از تمام جاده هاي نفرت و فريب ،‌ زشت و زيبا ،‌دروغ و حقيقت همچنان تازه تر از نسيم بهاريست دلم ... و به خود مي بالم كه شيفته زاده است مرا.. خالق جهان آفرين ! هر كه تن اين درخت استوار را به ناخن دل سنگي خراشيد ... سايه بانش را دريغ نكرد زيرا كه درخت سرو آزاده است و سرافراز و سايه تنها شعريست كه از بر كرده است .........

خواستم انسان باشم و دو سپاه را بر خويش برانگيختم:( ستم و نادانى! )و آتش از دو سنگر بر خويش گشودم: (آشنا و بيگانه). چنگال ددان نداشتم. منقار كركسان نداشتم. با نيش كينه نبودم. با خارائى در سينه نبودم. از ناورد گريختن نخواستم. با نامرد آميختن نجستم. بند حقيقت پاى گيرم شد. صور سرنوشت ..آژيرم شد.
بكوب اى طبال.. كه دوران چرخش است: گردباد خون بر خاك. طوفان نوح در روح. رزمى است كه رستمانش بايستى. بحرى است كه سندبادانش شايستى و من شراعم در اين كولاك، ناچيز است.
بدخواهان نگرانند كه تا كى از فشار دشنه بر سينه فرياد برآورم. ولى دلاورى در خاموشى است، خردمندى در دريافتن است.
لب بسته با عزم پيمان ايستاده ام. از خواب تا عذاب، بيدارى من رعشه چشم براهى است. و سروشى مى گويد با تمام توان رسن هاى آينده را بكش تا اين سفينه گوهرآمود، از درون موج هاى كف آلود، فراتر و فراتر آيد.
اى سيمرغ آتشين بر ابر هاى نيلوفرى! پرواز مكن! كريچه ام تنگ است و آنرا گوركنان انباشتن مى خواهند. اندكى بپاى! چه دانى كه تا صبح ديگر كريچه را بسته نيابى؟
ولى سيمرغ را بال ها از پرواز است.

 

بر روي ما نگاه خدا خنده ميزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم
زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش
پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم

پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا
نام خدا نبردن از آن به كه زير لب
بهر فريب خلق بگويي خدا خدا
ما را چه غم كه شيخ شبي در ميان جمع
بر رويمان ببست به شادي در بهشت
او ميگشايد ... او كه به لطف و صفاي خويش
گويي كه خاك طينت ما را ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما زلب نشست
كوهيم و در ميانه دريا نشسته ايم
چون سينه جاي گوهر يكتاي راستيست
زين رو به موج حادثه تنها نشسته ايم
ماييم ... ما كه طعنه زاهد شنيده ايم
ماييم ... ما كه جامه تقوا دريده ايم

زيرا درون جامه به جز پيكر فريب
زين راهيان راه حقيقت نديده ايم
آن آتشي كه در دل ما شعله ميكشد
گر در ميان دامن شيخ اوفتاده بود
ديگر به ما كه سوخته ايم از شرار عشق
نام گناهكاره رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگويند مردمان
در گوش هم حكايت عشق مدام ‚ ما
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است در جريده عالم دوام


دلم چون مرغ در بندي كه از بند و قفس رسته
پناهش ده كه بر بامت پناه آورده بنشسته

 ..::.. فاطيما ..::.. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 15:21  توسط  ..::.. FaTiMa ..::..   |